الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

72

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

و رسول خداييد و خداوند شما را با وجود پيامبر ( ص ) گرامى داشته است و فضل على ( ع ) و سابقهء او در اسلام و قرب و منزلت او را نسبت به پيامبر ( ص ) مىدانيد و اگر او خليفه شود براى شما خير را بنا خواهد گذاشت . انصار گفتند : ما از همگان به بيعت با او خشنودتريم و كس ديگرى را به جاى او نمىخواهيم . سپس همگان بر على ( ع ) اجتماع كردند و چندان پافشارى نمودند تا با او بيعت كردند . ابو مخنف همچنين با اسناد خود نقل مىكند كه ابو الهيثم بن التيهان به انصار گفت : شما نيك‌انديشى مرا مىدانيد و از منزلت من در پيشگاه پيامبر ( ص ) آگاهيد كه آن حضرت مرا براى دوستى خود برگزيد ، اكنون حكومت را به كسى واگذاريد كه از همهء شما اسلام آوردنش كهن‌تر و به پيامبر ( ص ) نزديكتر و سزاوارتر است و شايد خداوند به وسيلهء او الفت شما را به يكديگر فراهم كند و خونهاى شما را محفوظ بدارد . انصار همگان پاسخ دادند شنوا و فرمانبرداريم . سيف از رجال خود روايت مىكند كه مردم به حضور على ( ع ) جمع شدند و پيشنهاد بيعت كردند و از آن حضرت خواستند كه در كار ايشان نظارت كند . فرمود : كس ديگرى غير از مرا جستجو كنيد . گفتند : تو را به خدا سوگند مىدهيم ! مگر اين فتنه را نمىبينى ، مگر از خدا نمىترسى كه كار اين امت به تباهى كشد ؟ فرمود : اكنون كه پافشارى مىكنيد ، مىگويم : اگر بپذيرم شما را بر آنچه كه خود مىدانم وادار مىكنم و راه مىبرم و اگر مرا رها كنيد ، همچون يكى از شما خواهم بود . گفتند : همگى به حكومت تو راضى شده‌ايم و ميان ما هيچ كس با تو مخالف نيست و به هر گونه كه صلاح مىدانى ما را راهبرى كن . و سپس همگى بيعت كردند . بيعت طلحه و زبير با على ( ع ) ابو اسحاق ابراهيم بن محمد ثقفى « 1 » از عثمان بن ابى شيبه از ادريس از محمد بن عجلان از زيد بن اسلم روايت مىكند كه مىگفته است ، طلحه و زبير به حضور على ( ع ) كه به نخلستانهاى مدينه رفته بود ، آمدند و گفتند : دست دراز كن تا با تو بيعت

--> ( 1 ) ابو اسحاق ابراهيم بن محمد ثقفى از بزرگان علماى قرن سوم ( در گذشتهء 283 ه ق ) است ، نديم در الفهرست او را از علماى مورد اعتماد و مصنفان مورد وثوق دانسته است . براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به الغارات ؛ ج 1 ، مقدمهء فاضلانه استاد فقيد سيد جلال الدين محدث ارموى ، ص يح - عا . م